عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

168

كشف الحقايق ( فارسى )

بر خود بندى در اين مقام فصاحت و بلاغت درنمىگنجد . مشك آنجا كه باشد خود بوى دهد مشك را پنهان نتوان داشت و آفتاب را در انبان نتوان كرد چنان كه آثار و احوال موحد گواهى مىدهد كه اين شخص در مقام وحدت است آثار و افعال مشرك هم گواهى مىدهد كه مرد در مقام شركست و آن عزيز از سر همين نظر فرموده است : بيت : آن را كه نشان داغ عشق است * بر چهره او چو نور پيداست مست و عاشق اگر خواهند كه خود را پنهان دارند نتوانند و آن‌كس كه مست و عاشق نباشد اگر خواهد كه به مست و عاشق خود را ماننده كند هم نتواند زيرا كه : مصرع : بر بسته دگر باشد و بر رسته دگر . آفتابى را كه مقنع از چاه برآرد پيدا باشد كه چه نور دهد . اى درويش مقام شرك را خاصيتى هست كه هر كه در مقام شرك باشد هرآينه آن خاصيات در وى باشد و مقام وحدت را هم خاصياتى هست كه هر كه در مقام وحدت باشد هرآينه آن خاصيت در وى پيدا آيد . پس هر كه خود را نشناسد كه از كدام طايفه است بايد كه خاصيات خود را بازطلبد تا معلوم شود كه از كدام طايفه است . بدانكه يك خاصيت اهل وحدت آنست كه هيچ چيز و هيچ‌كس را دشمن ندارند بلكه همه چيز و همه كس را دوست دارند كه بيقين دانند كه « جمله اعضاى يكديگرند » و اگر بعضى را دوست‌تر دارند روا باشد كه شايد كه آدمى يك عضو را از اعضاى ديگر دوست‌تر دارد و ديگر آنكه اين نه به اختيار ايشان باشد كه سرشت آدمى خود چنين افتاده است كه جمال ظاهر و جمال باطن را و محسن و محاسن را از ديگران دوست‌تر دارد . و يك خاصيت ديگر مر اهل وحدت را آنست كه ازيشان به هيچ‌چيز و هيچ‌كس آزارى نرسد نه قولى و نه فعلى بلكه همه راحت و شفقت رسد و اگر ببعضى راحت و شفقت بيشتر رسد روا باشد كه شايد آدمى محافظت و رعايت بعضى از اعضا بيشتر كند همچون اعضاء رئيسه . و ديگر آنكه اين‌همه به اختيار